عرفانعلوم الهیفلسفه
موضوعات داغ

تعریف روان و شناخت ساختار روان

شناخت مفاهیم غامض و بی نظیر درباب انسانشناسی

0

User Rating: Be the first one !

ساختار روان و تعریف آن

اثبات نفس و معرفی خود یا من درونی و سطحی و من فعال ومن حقیقی از مواردی است که بسیاری از تعاریف را برای انسان مشخص خواهد نمود.

خودآگاه انسان به دو بخش عمده تقسیم میشود

اولین آن: (( من)) هستش

من دارای لایه هایی است که به آن در علومی نفس گفته میشود و در علوم دیگری نیز از آن به ((ایگو)) یاد شده است نفس یا ایگو همان است که دائما قصد دارد انسان را به گذشته و یا حالات متعددی از جمله قضاوت و آه و زاری و منفی نگری و بدبینی و …سوق دهد و اصولا بخشی است که دائما میل به شرارت دارد تا انسان را از ثبات و اینکه در لحظه حال زیست کند و من خویش را درک کند جلوگیری مینماید و مانع بودن انسان و حضور او میگردد.

تا بدینجا میتوانیم نتیجه بگیریم که مبارزه با نفس یا همان ایگو چه علتی دارد اینکه بتوانیم من خویش را دریابیم و به گونه ای دریافتن من باعث خودآگاهی و فهم این میشود که انسان ادراک کند که کیست

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

به کجا میروم آخر ننمایی وطنم

الغرض دریافتیم که جهاد با نفس در تعریف واضحات به این شکل چقدر راحت و ملموس در حد خویش تعریف میگرددو قابل ادراک تر است

خب باید بدانیم که ایگو یا نفس برای اینکه بتواند اهداف خود را پیاده کند و مانع از فعال شدن من انسانی گردد و فهم درک آدمی از من خویشتنش “از ابزار ها یا در اصطلاح  علم اخلاق از جنودی بهره میبرد مانند ذهن و تخیل که هر کدامشان دقیقا ایجاد مشغله هایی در ذهن نموده و تصویر سازی هایی میکنند از برای آدمی که مانع از شفافیت من انسان برای او شده مانند حائل و پرده هایی مابین انسان و من انسانی قرار میگیرند که به آنها حجاب نیز گفته اند

یا در اصلاح دیگر علوم از آن به استرس هم میتوان یاد نمود که هرچه این حجاب ها طولانی تر شوند و انسان مدت بیشتری را درگیر با آنها سپری کند حجاب و پرده ها ضخیم تر و در اصلاح برخی از علوم استرس ها به اضطراب ها مبدل میگردند چرا که بعنوان مثال وقتی پرده ای نازک مقابلتان باشد آن سوی آن تا حدی میتوان دیدن و علت های آن سو را دریافتن ولیکن وقتی ضخیم تر شود دیگر از آن سوی پرده هیچ چیز را نمیتوان فهمیدن و دقیقا معنای اضطراب و فرقش یا استرس ها در همین ست که علت آنها را کشف نمودن بسیار دشوار خواهد بود

نکته : اگر آدمی اندکی اهل تفکر باشد تا اینجا متوجه این میشود که نقطه هایی از علوم متعدد بایکدیگر منطبق میگردد و به تعبیری تمام علوم کاملا با یکدیگر در تشابه هستند منتها با دائره ی الفاظ گوناگونی تعاریفشان را ارائه میدهند و نتیجه آینکه علوم تطبیقی را به این شکل کاملا میتوانیم ادراک کنیم پایان نکته.

از سوی دیگر همانطور که آندسته دارای جنودی بودند  من یا جنبه اصلی روان آدمی نیز دارای جنود هایی چند گانه هستند مانند انواع قوای نفس که با تقویتشان میتوان من را ادراک نمود و بر نفس و ایگو فائق آمد که از آنها در اصطلاح برخی علوم به قهرمان های درونی نیز یاد شده است ..

کودک های درون نیز از بخش ها و لایه های من انسانی هستند و با تربیت آنها میتوان به نحوی نیکو از آنها بهره مند  گردید …

بخش اول از خودآگاه را تا حدودی بیان نمودیم

و اما بخش دوم ((خود)) یا ((خودیت)) انسانی است که در اطوار مختلف زندگی انسانی نقش های متعددی را بر عهده گرفته و خود را به خود های مختلف آراسته میسازد تا بالاخره من در خودآگاه خود را ادراک نماید..

و حال میرسیم به ناخودآگاه و تقسیم بندی های آن که جنبه های مختلفی از درون انسان را تبیین میسازد و با دقت بر آن میتوان بسیاری از مفاهیم سنگین در لفظ و اصلاحات علوم متعدد را دریافت

مانند فردیت  یا واحدیت یا وحدت

یا شخصیت و اشاره به ((او))  و فهم ((هو)) و یا دریافت ذات  و علم حضوری نسبت به تمام این موارد که از اهمیت ویژه ای برخوردار است

و بگونه ای دیگر باید بگوییم که من بعنوان مدیریت ذات  و ادراک ثبوت نفس و مبین تجرد انسانی است که در نهایت تمام همه این اقسام و اطوار ساختار روان انسان را تشکیل میدهند که در دنبال نمودن یکایک  این مفاهیم نام های بسیاری بر روش ها و طریق های گوناگون علمی گذاشته شده است که میتوان در دنبال شناخت روان بودن را به روان شناسی تعبیر نمود یا در پی بخش دیگری از روان چون نفس بودن نام علم النفس را به کار برد و موارد بیشمار دیگری که

چنانچه دانش دوستان محترم علاقه مند فهم کامل تری از این مقوله و مبحث فوق العاده پر اهمیت هستند میتوانند اینجا کلیک نموده و دو فایل بسیار بسیار دقیق و غامض شناخت و تعریف ساختار روان را با دقت بیشتری بنگرند

 

نویسنده :حکیم رضی
برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن